بازی Forever Ago، اولین اثر استودیو Third Shift، با داستانی جذاب و سبک هنری دلنشین خود، نتوانسته است در زمینه گیمپلی به خوبی عمل کند. این بازی در سالی که برای عناوین مستقل بسیار درخشان بوده، به نوعی به فرمولهای قدیمی وفادار مانده و بیشتر بر روی روایت داستانی و پیادهروی تمرکز دارد.
داستان بازی حول محور آلفرد، مردی سالخورده، میچرخد که در یک سفر جادهای با دفترچه یادداشت و چکلیستی از کارهایی که باید انجام دهد، به سفر میپردازد. در ۲۰ دقیقه ابتدایی بازی، ما به سال ۱۹۷۴ برمیگردیم و شاهد سفر آلفرد و دوستش آدری هستیم. آنها وعده میدهند که به نقطهای خاص بازگردند، اما با گذشت زمان، آلفرد به تنهایی و با خاطرات تلخ خود به این مکان بازمیگردد.

بازی به خوبی تضاد بین دوران جوانی آلفرد و سالهای پیری او را به تصویر میکشد. این تضاد به خوبی در محیطهای مختلف بازی و تعاملات او با شخصیتهای دیگر، به ویژه آدری، نمایان میشود. با این حال، گیمپلی بازی بیشتر به پیادهروی و تعاملات ساده محدود شده است و در برخی از بخشها، این پیادهرویها به تکرار و خستگی منجر میشود.
در حالی که گرافیک بازی بسیار زیبا و چشمنواز است و کاراکترها به خوبی طراحی شدهاند، اما گیمپلی آن به اندازه کافی جذاب نیست. بازیکنان بیشتر در حال پیادهروی هستند و تعاملات محدود با محیط دارند. برخی از صحنهها به خوبی طراحی شدهاند، اما در مجموع، گیمپلی نتوانسته است به اندازه کافی تنوع و جذابیت ارائه دهد.

در نهایت، Forever Ago به عنوان یک بازی مستقل، داستانی خوب و شخصیتهای جالبی را ارائه میدهد، اما در زمینه گیمپلی و تنوع فعالیتها، نتوانسته است انتظارات را برآورده کند. این بازی میتواند تجربهای دلنشین برای علاقهمندان به داستانهای عاطفی باشد، اما برای کسانی که به دنبال گیمپلی غنیتری هستند، شاید چندان جذاب نباشد.
